ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
19
تاريخ گيلان ( فارسى )
گفتار در بيان شكست كار و صدور آثار محنت و ادبار مظفر سلطان به جهت حقناشناسى و مخالفت اميره حاتم روى نمودن چون مظفر سلطان با لشكر و حشم و متابعان از قيصر روم مرخص شده ، روانهء گيلان مىشود . به موضع باغ شمس مىرسند و در آنجا شب فرود مىآيند . امير حاتم - حاكم كهدم - كه ربيب نعمت و رهين منت مظفر سلطان بود و سالها در خدمت و ملازمت او بوده ، اوقات به دولت و فراغت مىگذرانيده ، در اين وقت ، به انكار و خلاف بيرون آمده ، به اتفاق كثيرى از اجامره و اوباش كه [ در ] فترات و انقلاب ، بر سر راه جمعيت كرده بودند ، بر سر مظفر سلطان تاخته ، پردهء آزرم و نقاب شرم ، يكباره از پيش چشم برداشته ، در ازاى حقوق و احسان ، طريق عقوق و كفران پيش گرفته ، جمعى كثير از خواص و مقربان و ملازمان مظفر سلطان را به قتل رسانيده ، خزينه و اموال و اخيال مظفر سلطان را غارت و تالان كرده ، جمله را به اراذل و اوباش قسمت فرموده ، قوى حال گشت . و شكست عظيم بر احوال مظفر - سلطان راه يافته ، با خاطر مشوش و لشكر پريشان ، از راه منجيل و خرزويل ، به بلدهء رشت آمده ، با دل ناشاد ، به دار الامارهء خويش نزول مىكند و بعد از